تبليغاتX
قاصدک هان! چه خبر آوردی؟


قاصدک هان! چه خبر آوردی؟

وبلاگی برای دوستداران ادب


الف: مضمون بکر

هوشیاری و دقت نظر امین پور از او شاعری مضمون یاب و نکته پرداز ساخته است. مضمون یابی و نکته پردازی او از نوعی نیست که وی را از واقعیت ها دور ساخته و نازک اندیشی های معما گونه را به ذهن و زبانش راه دهد. (مثل شاعران سبک هندی)

ویژگی زبان او در عین سادگی و روانی، از زیبایی چشمگیری برخوردار است.

مثلاً شعرهای لحظه سبز دعا- حضور لاله ها- لحظه شعر گفتن



ادامه مطلب
نوشته شده در سه شنبه بیست و نهم مرداد 1387ساعت 12:51 توسط طاهره | |

   

 


زجر کشیده ! تو آنگاه به کمال رسیده ای که بیداری در سخن گفتنت جلوه کند .


چون عاشقی آمد، سزاوار نباشد این گفتار که : خدا در دل من است ، شایسته تر آن که گفته آید : من در دل خداوندم. جبران خلیل جبران



هنگامی که در سکوت شب گوش فرا دهی خواهی شنید که کوهها و دریاها و جنگلها با خود کم بینی و هراس خاصی نیایش می کنند . جبران خلیل جبران



و کدامین ثروت است که محفوظ بدارید تا ابد؟
آنچه امروز شما راست ، یک روز به دیگری سپرده شود.
پس امروز به دست خویش ببخشید ، باشد که شهد گوارای بخشش ، نصیب شما گردد ، نه مرده ریگی وارثانتان. جبران خلیل جبران



چشمه ساری که خود را در اعماق درون شما پنهان ساخته است ، روزی قد خواهد کشید و فوران خواهد کرد و با ترنم و نغمه راه دریا را درپیش خواهد گرفت . جبران خلیل جبران





این کودکان فرزندان شما نی اند ، آنان پسران و دختران اشتیاق حیاتند و هم از برای او .از شما گذر کنند و به دنیا سفر کنند ، لیکن از شما نیایند . همراهی تان کنند ، اما از شما نباشند. جبران خلیل جبران



اگر گام در معبدی نهادی تا اوج فروتنی و هراس خود را اظهار کنی ، برای همیشه برتری کسی نسبت به کس دیگر نخواهی یافت . برای تو کافی است که گام در معبدی نهی ، بی آنکه کسی تو را ببیند . جبران خلیل جبران



دهش (بخشش )، آنگاه که از ثروت است و از مکنت ، هر چه بسیار ، باز اندک باشد ، که واقعیت بخشش ، ایثار از خویشتن است. جبران خلیل جبران



رابطه دلی دو دوست نیاز به بیان الفاظ و عبارات ندارد . جبران خلیل جبران



پند آموز است ماجرای مردی که زمین را می کاوید تا ریشه های بی ثمر را از اعماق زمین بیرون کشد ، اما ناگاه گنجی بزرگ یافت ؟! جبران خلیل جبران



مگر نه چیزی که امروز در تسلط توست ناچار روزی از دست تو خواهد رفت ؟ پس ، اکنون از ثروت خویش ببخش و بگذار فصل بخشش یکی از فصلهای درخشان زندگی تو باشد . جبران خلیل جبران
_________________
شادمانی اسطوره ايست که در جستجويش هستيم . خلیل جبران

 

نوشته شده در دوشنبه بیست و هشتم مرداد 1387ساعت 12:17 توسط طاهره | |

صبح بی تو رنگ بعداز ظهر یک ادینه دارد

                              بی تو حتی مهربانی حالتی از کینه دارد

"قیصر امین پور"

نوشته شده در یکشنبه بیست و هفتم مرداد 1387ساعت 11:40 توسط طاهره | |

اگر شعر و ادبیات را دوست دارید ولی حوصله پیچ و خم شعر های تخصصی  اهل ادب را ندارید و به قول سید حسن حسینی :حوصله کشف و کرامات ندارید نوشته های خانوم" نظر آهاری" را بخوانید

این هم یک نمونه:

 

خداوند گفت دیگر پیامبری نخواهم فرستاد از آنگونه که شما انتظار دارید اما جهان هرگز بی پیامبر نخواهد ماند. و آنگاه پرنده ای را به رسالت مبعوث کرد.پرنده آوازی خواند که در هر نغمه اش خدا بود. عده ای به او گرویدند و ایمان آوردند. و خدا گفت: اگر بدانید؛ حتی با آواز پرنده ای می توان رستگار شد. ...
ادامه مطلب
نوشته شده در جمعه بیست و پنجم مرداد 1387ساعت 17:7 توسط طاهره | |

" شاعری وارد دانشکده شد

 

                  دم در

ذوق خود را به نگهبانی داد"

 

شاعری روی زمین سیب سرخی را دید

                                زیر لب فاتحه ای خواند و گذشت!! "

 

 

شاعری وام گرفت

            روحش آرام گرفت!!!! "

            

                                        " سید حسن حسینی"

نوشته شده در جمعه بیست و پنجم مرداد 1387ساعت 15:57 توسط طاهره | |

سجاده ام کجاست ؟

میخواهم هز همیشه ی اضطراب برخیزم

این دلگرفتگی مداوم شاید

تاثیر سایه ی من است که

که این سان

گستاخ و سنگوار بین خدا و دلم ایستاده است

سجاده ام کجاست"؟

"سلمان هراتی"

نوشته شده در جمعه بیست و پنجم مرداد 1387ساعت 12:48 توسط طاهره | |

راز راه رفتن است

راز رود خانه پل

راز آسمان ستاره است

راز خاک گل

راز اشک ها چکیدن است

راز بال ها پریدن است

راز های واقعی راز های برملاست

مثل روز روشن است

راز این جهان خداست

نوشته شده در سه شنبه بیست و دوم مرداد 1387ساعت 18:58 توسط طاهره | |

دوست وازه است

واژه ای که از لب فرشته ها چکیده است

دوست نامه است

نامه ای که از خدا رسیده است

نامه  ی خدا همیشه خواندنی است

توی دفتر فرشته ها

واژه ی قشنگ دوست ماندنی ست

راستی دلت چه قدر ارزوی واژه های تازه داشت

دوست گلت رسید

واژه را کنار واژه گذاشت

واژه ها کتاب شد

دوستت همان دعای توست

آخرش دعای تو مستجاب شد

                                                      از عرفان نظر آهاری

نوشته شده در سه شنبه بیست و دوم مرداد 1387ساعت 17:59 توسط طاهره | |


Design By : Night Skin